«دل من بيدار است، جان من هشيار است، چشمهايم بينا، دستهايم پر گلهاي سخاوت، در دلم ايمان است، وطنم ايران است»
۱۳۹۱ تیر ۲, جمعه
بازداشت ۲ ایرانی به اتهام حمل مواد منفجره در کنیا
چند روز بعد از انفجارهای کنیا، پلیس از بازداشت ۲ ایرانی به اتهام حمل مواد شیمیایی قابل استفاده در ساخت سلاح خبر داد. یکی از ایرانیان بازداشت شده محل اختفای ۱۵ کیلوگرم مواد شیمیایی را به پلیس نشان داده است.
روز جمعه (۲۲ ژوئن /۲ تیر) پلیس کنیا از بازداشت ۲ ایرانی به اتهام حمل مواد شیمیایییی خبرداد که میتواند برای ساخت سلاح به کار رود. پلیس اعلام کرد که احتمال میدهند این ۲ تبعهی ایران قصد ورود به شهر مومباسا را داشتهاند.
در روزهای گذشته در نایروبی و موباسا، پایتخت و یکی دیگر از شهرهای کنیا چندین انفجار زنجیرهای رخ داده است. رایلا اودینگا، نخستوزیر کنیا، این انفجارها را "حادثهی نفرتانگیز تروریستی" توصیف کرده است.
کنیا از سال گذشته که نیروهای نظامی خود را به سودان فرستاد تا با شورشیان گروه ترورسیتی "الشباب" مقابله کنند، چندین بار شاهد انفجارهای تروریستی بوده است.پلیس کنیا اعلام کرد که این ۲ ایرانی روز چهارشنبه (۲۰ ژوئن/۳۱ خرداد) در نایروبی بازداشت شدهاند، اما نام آنها را فاش نکرد.
در همان روز بازداشت ۲ تبعهی ایران، پلیس کنیا به کامیونی مشکوک شد و آن را متوقف کرد. بررسیها نشان داد که در این کامیون نیز مواد منفجرهای حمل میشد که از عراق بارگیری شده بود.
پلیس کنیا در روز پنجشنبه با یکی از ایرانیان بازداشتشده به مومباسا رفته و این متهم ایرانی محل اختفای ۱۵ کیلوگرم پودرهای شیمیایی را نشان داده که در ساخت سلاحهای انفجاری بهکار میرود. بنا به گزارش "رویترز" مواد شیمیایی برای بررسیهای تخصصی به یک آزمایشگاه ویژه انتقال داده شده است.
آمبروس مونیاسیا، یک مقام ارشد پلیس کنیا در گفتوگو با "رویترز" گفت:« دو ایرانی بازداشتشده تا بهحال با پلیس همکاری کردهاند. آنها اطلاعات کلیدی مهمی را در اختیار ما قرار دادهاند که میتواند به کشف عاملان حملههای تروریستی در نقاط مختلف کشور کمک کند.»
آگرلی آدولی، رئیس پلیس منطقهای نایروبی نیز به رویترز گفت که آنها به دنبال کشف ارتباط ایرانیهای بازداشتشده با گروههای تروریستی هستند. او اضافه کرد:«به دنبال کشف این موضوع هستیم که آیا این ۲ فرد و مواد منفجرهای که پنهان کردند، به گروههای تروریستی و بهویژه "الشباب" یا "القاعده" مربوط است یا نه.»
از سوی دیگر، فرانسیس کیممیا، رئیس پلیس امنیت داخلی کنیا نیز اعلام کرد که دولت برای مقابله با حملات تروریستی و مبارزه منسجمتر با الشباب و القاعده به دنبال کمکهای اطلاعاتی و امنیتی بینالمللی و بهویژه کمک پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) است.
این مقام مسئول با تاکید بر اینکه کنیا توان مقابلهی کافی با خطرات تروریستی در کشور را ندارد، اضافه کرد:« ما با اف بی آی همکاریهایی را در زمینهی شناسایی و ردیابی متهمان عملیات تروریستی شروع کردیم. برای مقابلهی منسجم و موثر با این گروههای تروریستی باید با کشورهای دیگر همکاری تنگاتنگی داشت.»
گروه تروریستی "الشباب" که قرائتی بنیادگرایانه از شریعت اسلامی دارد، از سال ۲۰۰۶ در موگادیشو قدرت گرفته و مواضعی به شدت ضدآمریکایی دارد. این گروه روابط نزدیکی نیز با "القاعده" دارد. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای خارجی پرشماری نیز عضو "الشباب" هستند یا روابط نزدیکی با آنها دارند.
بانک مرکزی: ۲ هزار میلیارد تومان چک طی یک ماه برگشت خورد
وضعیت اقتصادی ایران، پس از روی کار آمدن دولت نهم و دهم، با چالش های بسیاری روبرو شده. سیاست های اشتباه اقتصادی، افزایش تحریم های بین المللی، افزایش بی سابقه تورم و … باعث به وجود آمدن شرایط بد معیشتی و افزایش بدهی افراد شده است.
براساس تازه ترین گزارش بانک مرکزی، در فروردین سال جاری، بیش از ۲ هزار میلیارد تومان چک برگشت خورده است. هم چنین در این مدت بدهی دولت به بانک مرکزی نیز به بالاترین میزان خود رسید.
این گزارش بانک مرکزی اضافه می کند که این میزان از چک برگشتی در فروردین ۹۱، به نسبت مدت زمان مشابه سال قبل رشد چشم گیری داشته است.
خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، نیز در همین رابطه می نویسد که در فروردین سال جاری حداقل ۵۶ هزار برگ چک بیش از مدت زمان مشابه سال گذشته برگشت خورده.
بانک مرکزی ایران اذعان کرده که این میزان چک برگشتی در یک ماه، نسبت به همهی سالهای گذشته به بالاترین سطح رسیده و نگرانیهای جدیدی را ایجاد کرده است. بانک مرکزی در گزارش خود تصریح کرده: «در فرودین ماه امسال ۳۹۱ هزار برگ چک برگشت خورده است؛ این در حالی است که در فروردین سال گذشته ۳۳۵ هزار برگ چک برگشت خورده بود.»
بانک مرکزی ایران پیشتر اعلام کرد که در مجموع سال ۱۳۹۰ بیش از ۳۵ هزار میلیارد تومان چک برگشت خورده است که این رقم بالاتر از همهی سالهای گذشته بوده است. با اعلام میزان چکهای برگشتی اولین ماه سال ۹۰ به نظر میرسد این رقم در پایان سال ۱۳۹۱ باز هم افزایش داشته باشد.
بنا به اعلام بانک مرکزی محدودیتهایی برای دارندگان چکهای برگشتی، از جمله محرومیت از دریافت خدمات بانکی تعیین و اجرایی شده است.
بانک مرکزی در بخشنامهای ۹ مادهای به بانکها، ضوابط ممنوعیت ارائهی تسهیلات بانکی به بدهکاران مالیاتی را نیز ابلاغ کرده است.
در این بخشنامه تاکید شده است:« در صورتی که شعب ادارات موسسه اعتباری بدون اخذ گواهی مربوط از سوی سازمان امور مالیاتی، اقدام به اعطای تسهیلات و یا ایجاد تعهدات موضوع این ضوابط نمایند، موسسه اعتباری موظف است با خاطیان، مطابق مقررات رسیدگی به تخلفات اداری برخورد نماید.»
تحریم خرید "شیر و نان" در فضای مجازی فارسی
در شرایطی که اقتصاد ایران یکی از بدترین دورههای خود را سپری میکند، برخی از کاربران فضای مجازی پیشنهاد کردهاند که شهروندان در اعتراض به گرانی و تورم به مدت سه روز نان و شیر خریداری نکنند.
یک کاربر وبسایت بالاترین تصویری از صفحهی یک موبایل را به اشتراک گذاشته که در ان نوشته شده است: شنبه، یکشنبه، دوشنبه در اعتراض به گرانی و تورم نان و شیر خریداری نمیکنیم. فقط سه روز با هم متحد باشیم. برای کمک به هموطنان کم درآمد و آسیب پذیرمان. لطفا اطلاع رسانی کن هموطن.
کاربران دیگر هم با اشتراک گذاشتن این عکس مدعی شدند که این پیام "به سرعت در حال پخش شدن است". وبلاگها و وبسایتهای مختلف نیز به بازنشر این خبر پرداختهاند.
در فیسبوک نیز چند رویداد (Event) با هدف دعوت از کاربران فضای مجازی برای اعلام مشارکت در تحریم شیر و نان آغاز شده است. در همین حال این تبلیغات واکنشهای منفی را به همراه داشته است.
ماجرا از کجا آغاز شد؟
هر ازگاهی در فضای مجازی میتوان دعوتهایی به این صورت را یافت که دعوت کنندهی آن مشخص نیست. وبلاگ"پرسیس" درباره بانیان طرح تحریم خرید نان و شیر مینویسد: «عدهای از مادران ایرانی در پی افزایش قیمت شیر و نان طی حرکتی که از بطن جامعه است و گروه سیاسیای در آن دخالتی نداشته خواهان تحریم ۳ روزِ خرید شیر و نان شدهاند و از همه مردم ایران خواستهاند به این موج متصل شوند.»
کاربران دیگر هم با اشتراک گذاشتن این عکس مدعی شدند که این پیام "به سرعت در حال پخش شدن است". وبلاگها و وبسایتهای مختلف نیز به بازنشر این خبر پرداختهاند.
در فیسبوک نیز چند رویداد (Event) با هدف دعوت از کاربران فضای مجازی برای اعلام مشارکت در تحریم شیر و نان آغاز شده است. در همین حال این تبلیغات واکنشهای منفی را به همراه داشته است.
ماجرا از کجا آغاز شد؟
هر ازگاهی در فضای مجازی میتوان دعوتهایی به این صورت را یافت که دعوت کنندهی آن مشخص نیست. وبلاگ"پرسیس" درباره بانیان طرح تحریم خرید نان و شیر مینویسد: «عدهای از مادران ایرانی در پی افزایش قیمت شیر و نان طی حرکتی که از بطن جامعه است و گروه سیاسیای در آن دخالتی نداشته خواهان تحریم ۳ روزِ خرید شیر و نان شدهاند و از همه مردم ایران خواستهاند به این موج متصل شوند.»
تحریم تان و شیر منتقدانی نیز دارد
چند وبلاگنویس دیگر هم مطالبی مشابه را نوشتهاند و میگویند این دعوت از سوی "جمعی از مادران میهن" صورت گرفته است. گرچه توضیح نمیدهند که این مادران به چه صورت این فراخوان را منتشر کردهاند. شاید به همین علت نیز کمتر سایت رسمی به این موضوع پرداخته است.
بیشتر بخوانید: آنها که میخواهند با "کلیک" جهان را تغییر دهند
با این حال "پرسیس" در بخش دیگری از مطلب خود مدعی شده است: «این پیامک با سرعت بسیار زیادی به گردش درآمده و طیف بزرگی از مردم آن را در مدت زمان کمی دست به دست کردند و با استقبال شگفتانگیزی که بوجود آمده این واقعیت را بر همگان روشن ساخت که اراده و عزم ملی چه قدرتی دارد.»
وبسایت خبرنگاران سبز نیز با انعکاس این خبر مینویسد: «سکوت را بشکنیم و در اولین قدم با اتحاد به یاد فقرا و مستمندان و قشر کارگر و متوسط جامعه که در این فصل از تاریخ کشور به نان شب نیز محتاج شدهاند از خرید "نان و شیر" در سه روز اول هفته آتی به تاریخ سوم چهارم و پنجم تیر ماه خودداری کنیم.»
یک صفحه فیسبوک هم با عنوان "اعتراض" تشکیل شده که این تحریم را با عنوان جنبش بزرگ اعتراض به گرانی تبلیغ میکند.
انتقاد از اکتیویستهای دنیای مجازی
تحریم خرید نان و شیر اما منتقدانی نیز داشته است. این منتقدان معتقدند که اینگونه فراخوانها به علت اینکه از بطن جامعه نجوشیده است نمیتواند راهگشا باشد.
کاربری در فیسبوک این پرسش را مطرح میکند که این تحریم قرار است به کجا منتهی شود و چه شرایطی را رقم بزند؟ وی میافزاید اینگونه طرحها بدون توجه به شرایط اجتماعی ارائه میشود و نمیتواند قدرت بسیج کننده داشته باشد.
مهدی که کاربر هوادار حکومت ایران در فیسبوک است نیز در واکنش به طرح نوشته: «حکایتی است حکایت اپوزیسیون خانه به دوش و طرفداران داخلیشان. مخصوصا وقتی که میبینند خریدار ندارند و به صرافت طرحهای احمقانه میافتند. یک روز میگویند که در روشنایی روز چراغ ماشینتان را روشن کنید. ۳ روز دیگر تمنا میکنند نان و شیر نخرید.»
اسماعیل نیز با نگاهی انتقادی مینویسد: «داستان ایرانی جماعت اینه که اون سه روز رو خرید نمیکنه اما روز قبلش میره ۳۰ تا نون و ۳۰ تا شیر میخره برای اون سه روز... بله ما اینجور مردمی هستیم.»
برخی منتقدان این گونه فعالیت ها را به عنوان اسلکتیویسم (slacktivism) تعریف میکنند. در فعالیتهای اسلکتیویستی کاربران با "حداقل تلاش" که معمولا محدود به یک کلیک و فشردن دکمهی ارسال است، احساس میکنند در راستای یک هدف اجتماعی یا سیاسی، کنش داشته و سهمی ادا کردهاند.
وبسایت خبرنگاران سبز نیز با انعکاس این خبر مینویسد: «سکوت را بشکنیم و در اولین قدم با اتحاد به یاد فقرا و مستمندان و قشر کارگر و متوسط جامعه که در این فصل از تاریخ کشور به نان شب نیز محتاج شدهاند از خرید "نان و شیر" در سه روز اول هفته آتی به تاریخ سوم چهارم و پنجم تیر ماه خودداری کنیم.»
یک صفحه فیسبوک هم با عنوان "اعتراض" تشکیل شده که این تحریم را با عنوان جنبش بزرگ اعتراض به گرانی تبلیغ میکند.
انتقاد از اکتیویستهای دنیای مجازی
تحریم خرید نان و شیر اما منتقدانی نیز داشته است. این منتقدان معتقدند که اینگونه فراخوانها به علت اینکه از بطن جامعه نجوشیده است نمیتواند راهگشا باشد.
کاربری در فیسبوک این پرسش را مطرح میکند که این تحریم قرار است به کجا منتهی شود و چه شرایطی را رقم بزند؟ وی میافزاید اینگونه طرحها بدون توجه به شرایط اجتماعی ارائه میشود و نمیتواند قدرت بسیج کننده داشته باشد.
مهدی که کاربر هوادار حکومت ایران در فیسبوک است نیز در واکنش به طرح نوشته: «حکایتی است حکایت اپوزیسیون خانه به دوش و طرفداران داخلیشان. مخصوصا وقتی که میبینند خریدار ندارند و به صرافت طرحهای احمقانه میافتند. یک روز میگویند که در روشنایی روز چراغ ماشینتان را روشن کنید. ۳ روز دیگر تمنا میکنند نان و شیر نخرید.»
اسماعیل نیز با نگاهی انتقادی مینویسد: «داستان ایرانی جماعت اینه که اون سه روز رو خرید نمیکنه اما روز قبلش میره ۳۰ تا نون و ۳۰ تا شیر میخره برای اون سه روز... بله ما اینجور مردمی هستیم.»
برخی منتقدان این گونه فعالیت ها را به عنوان اسلکتیویسم (slacktivism) تعریف میکنند. در فعالیتهای اسلکتیویستی کاربران با "حداقل تلاش" که معمولا محدود به یک کلیک و فشردن دکمهی ارسال است، احساس میکنند در راستای یک هدف اجتماعی یا سیاسی، کنش داشته و سهمی ادا کردهاند.
۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه
نامههای افشاگرانه متهم اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی به هاشمی شاهرودی و پورمحمدی از فساد حکومتی
رییس هیات مدیرهی شرکت امیر منصور آریا در نامه هایی به پورمحمدی و هاشمی شاهرودی اطلاعات تازهای از فساد در جمهوری اسلامی را افشا میکند …
مهرگان امیرخسروی، رییس هیات مدیرهی شرکت امیر منصور آریا، شرکتی که به دست داشتن در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی متهم شده است، در دو نامهی جداگانه خطاب به مصطفی پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور و محمود هاشمی شاهرودی، رییس پیشین قوهی قضائیه جمهوری اسلامی، اطلاعات تازهای از فساد در دستگاه اداری و قضایی جمهوری اسلامی را افشا میکند.
در این نامهها که به طور اختصاصی در اختیار “بامدادخبر” قرار گرفته، مهرگان امیرخسروی فاش میسازد که برادرش، مهآفرید امیرخسروی -که هماینک به عنوان متهم ردیف اول پرونده در زندان به سر میبرد- پیش از بازداشت، در جلسهای با هاشمی شاهرودی، وی را در جریان «باجخواهی» از مجموعهی تحت مدیریتش قرار داده و رییس پیشین قوه قضائیه با لبخند و تکان دادن سر به این مساله واکنش نشان داده است.
در این نامهها که به طور اختصاصی در اختیار “بامدادخبر” قرار گرفته، مهرگان امیرخسروی فاش میسازد که برادرش، مهآفرید امیرخسروی -که هماینک به عنوان متهم ردیف اول پرونده در زندان به سر میبرد- پیش از بازداشت، در جلسهای با هاشمی شاهرودی، وی را در جریان «باجخواهی» از مجموعهی تحت مدیریتش قرار داده و رییس پیشین قوه قضائیه با لبخند و تکان دادن سر به این مساله واکنش نشان داده است.
مهرگان امیرخسروی که هماینک در کانادا اقامت دارد، در نامهی دوم خطاب به مصطفی پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور، از آگاهی او از فساد در مجموعهی تحت مدیریتش خبر میدهد و با پرسیدن ۵ سوال، از او میخواهد که پاسخ دهد، مبالغ میلیاردی گرفته شده توسط نزدیکان او در سازمان بازرسی از برادرش در کجا خرج شده است.
متن این دو نامهی افشاگرانه به شرح زیر است:
متن این دو نامهی افشاگرانه به شرح زیر است:
متن نامهی اول به محمود هاشمی شاهرودی
ریاست محترم حل اختلاف قوا
حضرت آیت الله العظمی سید محمود هاشمی شاهرودی
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی
به اطلاع میرسانم:
برادر اینجانب مهآفرید امیرخسروی در جلسه دوازدهم دادگاه در دفاعیات خود اعلام نمودند در جلسهای که با جنابعالی داشتهاند ضمن توضیح در خصوص فعالیت مجموعه «گروه امیر منصور آریا» شما را در جریان حضور باندهای فاسد در ارکان قدرت و باجخواهی از مجموعه ما به بهانههای مختلف قرار داده و شما با تکان دادن سر و لبخندی از این موضوع گذشتهاید و این حرکت جنابعالی از نظر برادر اینجانب این معنا را داشت هرکسی که از شما چنین تقاضایی دارد باید بدون چون و چرا مبلغ درخواستی پرداخت گردد.
ریاست محترم حل اختلاف قوا
حضرت آیت الله العظمی سید محمود هاشمی شاهرودی
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی
به اطلاع میرسانم:
برادر اینجانب مهآفرید امیرخسروی در جلسه دوازدهم دادگاه در دفاعیات خود اعلام نمودند در جلسهای که با جنابعالی داشتهاند ضمن توضیح در خصوص فعالیت مجموعه «گروه امیر منصور آریا» شما را در جریان حضور باندهای فاسد در ارکان قدرت و باجخواهی از مجموعه ما به بهانههای مختلف قرار داده و شما با تکان دادن سر و لبخندی از این موضوع گذشتهاید و این حرکت جنابعالی از نظر برادر اینجانب این معنا را داشت هرکسی که از شما چنین تقاضایی دارد باید بدون چون و چرا مبلغ درخواستی پرداخت گردد.
حضرت آیتالله
هر چند که میدانم ریاست دادگاه جرات ارسال دعوتنامه برای شما جهت حضور در دادگاه برای شهادت را ندارد ولی اگر سکوت شما در این خصوص در صدور حکم برای برادرم و دیگر پرسنل شرکت ما تاثیرگذار باشد فردای قیامت چه پاسخی خواهید داشت؟ قطعا در آن موقع به پست و مقام جنابعالی توجه نخواهد شد.
امیدوارم با دستور جنابعالی از طرف دفتر شما در این خصوص قبل از اینکه دیر گردد اطلاعرسانی شفافی جهت تنویر افکار عمومی صورت گیرد.
هر چند که میدانم ریاست دادگاه جرات ارسال دعوتنامه برای شما جهت حضور در دادگاه برای شهادت را ندارد ولی اگر سکوت شما در این خصوص در صدور حکم برای برادرم و دیگر پرسنل شرکت ما تاثیرگذار باشد فردای قیامت چه پاسخی خواهید داشت؟ قطعا در آن موقع به پست و مقام جنابعالی توجه نخواهد شد.
امیدوارم با دستور جنابعالی از طرف دفتر شما در این خصوص قبل از اینکه دیر گردد اطلاعرسانی شفافی جهت تنویر افکار عمومی صورت گیرد.
با تشکر
مهرگان امیر خسروی
رئیس هیئت مدیره شرکت امیر منصور اریا
مهرگان امیر خسروی
رئیس هیئت مدیره شرکت امیر منصور اریا
متن نامهی دوم به مصطفی پورمحمدی
ریاست محترم بازرسی کل کشور
جناب آقای پورمحمدی
برادرم مهآفرید امیرخسروی در جلسه دوازدهم در جریان محاکمه خویش از باجخواهی تعدادی از پرسنل زیرمجموعه شما پرده برداشته و اعلام کرده در جلسهای که با شما داشتند در خصوص باجخواهی زیرمجموعه با شما صحبت کردهاند و جنابعالی با خونسردی کامل از این موضوع به این بااهمیتی گذشتهاید.
ریاست محترم بازرسی کل کشور
جناب آقای پورمحمدی
برادرم مهآفرید امیرخسروی در جلسه دوازدهم در جریان محاکمه خویش از باجخواهی تعدادی از پرسنل زیرمجموعه شما پرده برداشته و اعلام کرده در جلسهای که با شما داشتند در خصوص باجخواهی زیرمجموعه با شما صحبت کردهاند و جنابعالی با خونسردی کامل از این موضوع به این بااهمیتی گذشتهاید.
جناب پورمحمدی
شما همواره از ملت ایران به حق به عنوان ولینعمت خود یاد مینمایید لطفاجهت روشن شدن افکار عمومی به سوالات زیر پاسخ فرمایید:
١- آیا برادرم در خصوص فساد در زیرمجموعه شما اطلاعرسانی نموده است یا خیر؟
٢- براساس اطلاعات اینجانب، شما در جلسهای باحضور معاون خویش اقای (ا) و برادرم از وحشت بخش خصوصی در خصوص اطلاعرسانی به سازمان شما سخنانی بیان می فرمایید که برادرم ضمن رد سخنان جنابعالی اطلاعات کامل شرکت را به صورت کاملا شفاف و مکتوب در اختیار سازمان شما قرار میدهند.
حال به این سوال پاسخ فرمایید چرا بخش خصوصی از دادن اطلاعات به سازمان شما وحشت دارد؟
٣- ارتباط شخص مرحوم مسعود موحدیان (که متاسفانه بعد از مطرح شدن اسم ایشان در دادگاه سکته قلبی نموده و فوت مینمایند) با جنابعالی و معاونان شما در چه حد بوده است؟
۴- مبلغ دریافتی از سوی مرحوم موحدیان بین چه کسانی توزیع شده بود؟ (حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان)
۵- نماینده سازمان شما در بانک مرکزی چرا برای تاسیس بانک آریا از طریق اقای (س) تقاضای یکصد میلیارد ریال پول مینماید و زمانی که با مخالفت شدید برادرم مواجه میشود با حمایت چه افرادی در مدیریت سازمان بازرسی تصمیم به قفل کردن مجموعه آریا میگیرند؟
شما همواره از ملت ایران به حق به عنوان ولینعمت خود یاد مینمایید لطفاجهت روشن شدن افکار عمومی به سوالات زیر پاسخ فرمایید:
١- آیا برادرم در خصوص فساد در زیرمجموعه شما اطلاعرسانی نموده است یا خیر؟
٢- براساس اطلاعات اینجانب، شما در جلسهای باحضور معاون خویش اقای (ا) و برادرم از وحشت بخش خصوصی در خصوص اطلاعرسانی به سازمان شما سخنانی بیان می فرمایید که برادرم ضمن رد سخنان جنابعالی اطلاعات کامل شرکت را به صورت کاملا شفاف و مکتوب در اختیار سازمان شما قرار میدهند.
حال به این سوال پاسخ فرمایید چرا بخش خصوصی از دادن اطلاعات به سازمان شما وحشت دارد؟
٣- ارتباط شخص مرحوم مسعود موحدیان (که متاسفانه بعد از مطرح شدن اسم ایشان در دادگاه سکته قلبی نموده و فوت مینمایند) با جنابعالی و معاونان شما در چه حد بوده است؟
۴- مبلغ دریافتی از سوی مرحوم موحدیان بین چه کسانی توزیع شده بود؟ (حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان)
۵- نماینده سازمان شما در بانک مرکزی چرا برای تاسیس بانک آریا از طریق اقای (س) تقاضای یکصد میلیارد ریال پول مینماید و زمانی که با مخالفت شدید برادرم مواجه میشود با حمایت چه افرادی در مدیریت سازمان بازرسی تصمیم به قفل کردن مجموعه آریا میگیرند؟
با احترام
مهرگان امیرخسروی
مهرگان امیرخسروی
۱۳۹۱ خرداد ۳۰, سهشنبه
وجود آلودگی در ۱۰ برند آب معدنی
در گزارشی به نقل از مقامات آب و فاضلاب تهران اعلام کرد که آزمایشات بر روی حدود ۱۰ نوع آب معدنی وجود برخی مشکلات در آنها را اثبات کرده است.
براساس این گزارش مسئولان آب و فاضلاب شهر تهران می گویند تمام مستندات و آمارهای مربوط به بررسی در کیفیت آب شرب تهران را در اختیار دارند و توانسته اند آزمایشات و تست های دقیقی را بر روی حداقل ۱۰ نوع آب معدنی وارداتی و تولید داخل انجام دهند.
البته طبق گفته مسئولان آب و فاضلاب تهران، بسیاری از آب های بسته بندی و حتی برندهای معروف داخلی که مورد استفاده بسیاری از شهروندان نیز قرار می گیرد ممکن است آلودگی های احتمالی و مشکلاتی را به لحاظ بهداشت برای شهروندان به همراه داشته باشد.
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب شهر تهران گفت: ما بر روی حدود ۷ مورد آب معدنی موجود در کشور بررسی هایی را انجام دادیم و حدود ۹ آیتم فیزیکی را نیز کنترل کردیم که مشخص شد دارای مسائل و مشکلاتی هستند. مردم می توانند مشخصات آب های معدنی که در روی بسته بندی ها وجود دارد را نیز خود بررسی کنند.
محمد پرورش خاطرنشان کرد: ممکن است بعد از سخنان من عده ای حرف هایی بزنند اما کار کارشناسی انجام شده در مورد آب های بسته بندی و کنترل کیفیت آب تهران طبق استانداردها بوده و از آزمایشگاه های مشخصی استفاده شده است.
خبرگزاری مهر به نقل یک مقام مسئول نیز اعلام کرده که بررسی ها بر روی حدود ۱۸ برند آب معدنی و بسته بندی داخلی و خارجی صورت گرفته است، گفت: متاسفانه اکثریت موارد بررسی شده دارای مشکلاتی بوده است.
این مقام مسئول که نامش ذکر نشده تاکید کرد: قرار دادن آب معدنی ها در مجاورت نورخورشید از سوی فروشندگان آن می توان منجر به آزادسازی نوعی ماده سمی خطرناک شود که ممکن است مصرف کنندگان را با مشکلاتی مواجه کنند.
این مقام مسئول همچنین استفاده از ظروف پلاستیکی آب معدنی در موارد غیر را نیز مشکل آفرین خواند و تصریح کرد: برخی افراد آب معدنی ها را در فریزر نگهداری می کنند، اما یخ زدگی آب معدنی نیز می تواند منجر به تولید مواد سمی شود.
گزارش صدا وسیما از کاهش قیمت در بازار:
گزارشگر: ببخشید قیمت میوهها تغییری داشته؟
میوهفروش: بله قیمت هر نیم کیلو گوجهسبز شده ۳۰۰۰ تومن
گزارشگر: جدی؟ این همه کاهش قیمت؟ قیمت قبلی چقدر بوده؟
میوهفروش: بله... قبلا هر کیلو ۶۰۰۰ هزار تومن بوده.
گزارشگر: به نظرتون پایینتر هم میاد؟
میوهفروش: قطعا. با تلاش دولت برای تنظیم بازار، مطمئنا شاهد هر ربع کیلو ۱۵۰۰ تومن هم خواهیم بود...
میوهفروش: بله قیمت هر نیم کیلو گوجهسبز شده ۳۰۰۰ تومن
گزارشگر: جدی؟ این همه کاهش قیمت؟ قیمت قبلی چقدر بوده؟
میوهفروش: بله... قبلا هر کیلو ۶۰۰۰ هزار تومن بوده.
گزارشگر: به نظرتون پایینتر هم میاد؟
میوهفروش: قطعا. با تلاش دولت برای تنظیم بازار، مطمئنا شاهد هر ربع کیلو ۱۵۰۰ تومن هم خواهیم بود...
۱۳۹۱ خرداد ۲۹, دوشنبه
پلیس 60 سایت را فیلتر کرد
سرپرست پلیس فتای استان هرمزگان از فیلترشدن 60 سایت داخلی و خارجی در رصد ماموران از 621 سایت خبر داد.
به گزارش ایسنا، سرگرد علی اکبر قرائیپور در تشریح اقدامات پلیس فتای استان هرمزگان از ابتدای سالجاری تاکنون گفت: کارشناسان پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات استان در دو ماهه ابتدای سال جاری 444 سایت داخلی و 177 سایت خارجی را رصد و 41 سایت داخلی و 19 سایت خارجی را فیلتر کردند.
وی افزود: در حوزه مقابله با جرائم، در این مدت 13 فقره جرم و تخلف در فضای مجازی با موضوعات مختلف به وقوع پیوست که هفت فقره آن شناسایی و کشف شد و در این رابطه هفت متهم نیز دستگیر و برای سیر مراحل قانونی به دادسرا معرفی شدهاند.
سرپرست پلیس فتای استان هرمزگان خاطرنشان کرد : در این مدت با حضور کارشناسان پلیس فتا جلساتی برگزار و به تعدادی از متصدیان کافینت در بندرعباس آموزشهای لازم را ارائه و همچنین به صورت تخصصی از 10 کافینت بازدید شد.
بنابراعلام پلیس هرمزگان، وی مهمترین موضوعات رصد شده در فضای مجازی در دو ماه نخست سالجاری را روز طبیعت، روز ملی فناوری هستهای، روز جهانی کارگر، مرحله دوم هدفمندکردن یارانهها، شناسایی سایتهای فروش تجهیزات ماهواره، سایتهای فعال در زمینه گلدکویست، شناسایی فروشندگان داروهای تقلبی و شناسایی سایتهای فیشینگ عنوان کرد.
به گزارش ایسنا، سرگرد علی اکبر قرائیپور در تشریح اقدامات پلیس فتای استان هرمزگان از ابتدای سالجاری تاکنون گفت: کارشناسان پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات استان در دو ماهه ابتدای سال جاری 444 سایت داخلی و 177 سایت خارجی را رصد و 41 سایت داخلی و 19 سایت خارجی را فیلتر کردند.
وی افزود: در حوزه مقابله با جرائم، در این مدت 13 فقره جرم و تخلف در فضای مجازی با موضوعات مختلف به وقوع پیوست که هفت فقره آن شناسایی و کشف شد و در این رابطه هفت متهم نیز دستگیر و برای سیر مراحل قانونی به دادسرا معرفی شدهاند.
سرپرست پلیس فتای استان هرمزگان خاطرنشان کرد : در این مدت با حضور کارشناسان پلیس فتا جلساتی برگزار و به تعدادی از متصدیان کافینت در بندرعباس آموزشهای لازم را ارائه و همچنین به صورت تخصصی از 10 کافینت بازدید شد.
بنابراعلام پلیس هرمزگان، وی مهمترین موضوعات رصد شده در فضای مجازی در دو ماه نخست سالجاری را روز طبیعت، روز ملی فناوری هستهای، روز جهانی کارگر، مرحله دوم هدفمندکردن یارانهها، شناسایی سایتهای فروش تجهیزات ماهواره، سایتهای فعال در زمینه گلدکویست، شناسایی فروشندگان داروهای تقلبی و شناسایی سایتهای فیشینگ عنوان کرد.
یاد «ندا »و تمامی شهدای جنبش در قلب ماست!
سه سال از شهادت نداآقاسلطان می گذرد. سه سال پیش، وقتی تیر جنایتکاران قلب ندای زیبا و جوان را درید و فیلم این جنایت در جهان پخش شد، ندا بصورت سمبل آزادیخواهی مردم و نسل جوان این کشور درآمد. ندا با فدا کردن جان خود به مبارزات مردم ایران در ذهنیت مردم جهان، نامی جادوانه داد. جای او و جای تمامی شهدای عزیز جنبش در قلب ماست. از او و از آنها الهام می گیریم تا مبارزه برای آزادی و برابری و برای ایجاد شرایطی که زندگی شایسته حرمت انسانی در کشورمان امکان پذیر گردد، روز به روز گسترده تر شود. پرچمی که از دست ندا و نداها افتاده است را بسیارند دختران و پسران جوانی که بردوش گرفته و بر دوش خواهند گرفت. حالا ندا در میلیون ها ندای دیگر بازتولید می شود. حدیث شهادت مظلومانه ی او سینه به سینه بازگو شده و گسترده تر می گردد. اینرا تاریک اندیشان کوردل در محاسبات حقیر خود فراموش کرده بودند. در سومین سالگرد شهادت ندا، در برابر عظمت شهدای جنبش مردمی کشورمان سرتعظیم فرود می آوریم.
سخنی با برادران و خواهران سبزم (عماد پورحسین)
بنام خالق اندیشه
به بهانه ی درد دل با عزیزانی که در این روزهای تلخ و سخت، تمام سبزینگیشان را خرج اثبات اندوه بر محصور بودن میر مهربان کرده اند.
به بهانه ی درد دل با عزیزانی که در این روزهای تلخ و سخت، تمام سبزینگیشان را خرج اثبات اندوه بر محصور بودن میر مهربان کرده اند.
درود بیکران به دل هایی که لحظه ای از اندیشه ی نبرد برسر حق و پافشاری و ایستادگی بر اثبات حقیقت نایستاده و نمی ایستند.
سه سال و نیم میگذرد از روزهایی بحث برسر انتخابات ریاست جمهوری بالا گرفته بود و سیدمحمدخاتمی عزیز در جلسات مختلف میرحسین را دعوت به حضور میکرد و از آنسو جوانان مشتاق و ایران دوست، کمپین های دعوت از خاتمی تشکیل داده بودند.
دوازدهم بهمن 87 بود که خاتمی بزرگ طبق قولی که به مردم داده بود که "تا دهه ی فجر یا من یا مهندس موسوی، قطعا اعلام حضور میکنیم"، در روز افتتاح پایگاه اینترنتی مجمع روحانیون مبارز به خواست مردم لبیک گفت و در دو سفر استانی با آن استقبال کم نظیر مواجه شد.
و بعد آمدن میر و ..... ادامه ی ماجرا که یقینا همه درخاطر دارید!
روزهای تلخ و شیرین بسیار گذراندیم. باهم گذراندیم! و همین بود که دل های پاک و ساده ای که هرگز تلخی راه سیاست را نچشیده بودند را ساخت؛ تا زیر این همه بار و فشار و تهمت و برنامه و خباثت نشکستند و ایستاده ماندند.... تا امروز!
یک چیز اما در تمام این روزها در دل تک تکمان بود که همیشه آزارمان میداد. مصرانه بر آن پای می فشردیم و هرروز که میگذشت، به اشتباه روز قبل پی می بردیم. و آن هم این بود که هر روز فکر کردیم امروز دیگر آخرین روز حضور است! و اگر اینبار نباشیم، فرصتی باقی نیست تا جبران مافات کنیم! و روز بعد که می آمد می گفتیم دیروز را میشد نباشیم. اما این یکی دیگر شوخی بردار نیست!!
روزها گذشت. و روزهایی آمد که فکرشان را هم نمیکردیم. کم کم داشتیم پی میبردیم به علت آن همه تعلل در آمدن یا نیامدن ها! 25 خرداد! اگر امروز نیایم، میر تنها می ماند و تنها شاید نتواند رأیم را پس بگیرد. 27 خرداد خون شهدا حقی به گردنمان گذاشته؛ نمک نشناسی نمیکنیم! 28 خرداد امروز سوم شهدای ماست. باید بمانیم درکنار میر تا پایمال نشود. 30 خرداد باید باشم تا ثابت کنم با تهدید از میدان به در نمیشوم... و همینطور هرروز یک دلیل و ترس از آینده ای که نتوانم جواب وجدانم را بدهم.
همه اش هم درست بود. در تمام روزهایی که گفتم و تمام روزهای قبلش و بعدش حتی روزهای قبل از انتخابات و بسیار قبل تر و بعد تر هم این بودن ها ارزشمند است و باید قدر دانست. اما!
اما تجربه ی سه سال دفاع از اندیشه ای که میدانیم اگر تمام حق نباشد، حداقل به قدر آنان که مقابلمان آمده اند باطل نیست، باید یادمان داده باشد که هیچ روزی روز آخر نیست. اگر 25 خرداد که جمعیت ملیونی را دیدیم، آنقدر غرق در شور شده بودیم که خیال میکردیم که همین امشب مسئولان به کودتا اعتراف میکنند و عذر میخواهند و رأی های خودمان را میشمارند و میر را به ریاست جمهوری می نشانند، باید امروز عاقل تر و آگاه تر از آن باشیم. تا این همه هزینه ی چندساله را به هیچ، حرام نکنیم!!
اکنون بعد از این همه خون دیدن و زندان کشیدن و درد یاران زندانی بر دل نشاندن و زخم از هزاران هزار خبر ناگوار بر جگر نشستن، باید باور کنیم که هیچ روزی روز آخر نیست. باید بدانیم که اگر میر امروز رییس جمهور ما هم بود، باید جنبش سبز متحد میشد برای نقد و ایراد گیری از دولت امید که خودمان برسر کار آورده بودیمش! پس راه سبزمان برای مأموریتی خاص آغاز نشده بود که انتهایی برایش منظور کنیم! امروز و تمام مناسبت های امسال نیز هرگز جدا از این قاعده نبوده و نخواهد بود!
فراموش نمیکنم 22 خرداد 89 را که میر چطور زیرکانه بساط حضور خیابانی را جمع کرد تا به حاکمان سرکوب بفهماند یک سال خشم را هم حتی میتوان به اشارتی دلبرانه و خاضعانه به اقیانوس صبر و اندیشه بدل کرد و ملتی که اینبار در مقابلتان ایستاده اند، شورشان را هرگز بدون شعور به کار نگرفته و نخواهند گرفت. ما ناجوانمردانه تاختیم به تدبیرش که دیگر تمام شد! تیرخلاص را بر پیکره ی جنبشمان زدی و نگذاشتی نشان بدهیم که یادمان نرفته سالروز کودتا را!!
و شروع کردیم....
یک ماه... دوماه... تا نیمه ی بهمن ماه تاختیم و اظهار فضل کردیم که آهای بیایید و ببینید این میرحسین به اصلش برگشته و نخست وزیر امامش شده و ما از همان اول میدانستیم سازش میکند و اصلا از همان حرف هایش راجع به دوران طلایی امام خمینی معلوم بود و فلان و فلان و فلان!! و گفتیم و گفتیم تا فراخوان 25 بهمن آمد!
زبان در کام گرفتیم تا حال که فرصتی حاصل آمده بود، بیاییم و به میرحسین ثابت کنیم که ببین اگر میگذاشتی درخیابان بمانیم، چه ها میکردیم!!
بسیاری چون نگارنده هم از آنجا که اساسا با حرکات خیابانی مخالف بودند، ابتدا چندان به مذاقشان خوش نیامد اما به حرمت دستور امیر، آمدند. تا نافرمانی نکرده باشند!
این روزها هم همه گذشت! ولی هیچکدام روز آخر نشد!
میر را هم در حصر کردند! گفتیم اینبار اگر نیاییم و آشوب نکنیم و قیامت نکنیم ایران را، نامرد روزگاریم! اما آمدیم و کار بسیار نتوانستیم بکنیم و بازگشتیم. اما باز راهمان تمام نشد و روز آخر نرسید!
و روزهای پارسال و امسال هم!
یقینا آزادگی خوب است. مارا هم دین به ایستادگی دربرابر حاکمان جور و ظالمان زمان میخواند و هم انسانیت چنین تکلیفی بر دوش های خسته اما بااراده ی تک تکمان نهاده است!
ولی بیایید اینبار از جایگاه امروز به دیروز بنگریم! هزینه بسیار دادیم. و بسیار هم میدهیم. باکی نیست! ما از ابتدا پی تمامش را به تن مالیده بودیم! یقینا هم از هزینه نمیتوان اجتناب کرد در راهی چنین دشوار!
اما اینبار باهم از این دریچه ببینیم که برای جنبش آگاهی بخش و آزادی خواهی که راهش تمام ناشدنی است و هیچ روزی برایش روز آخر نیست، هزینه دادن و نترسیدن اصل است یا انجام کاری که ماندنی باشد؟؟ حقیقتا هدف اصیل ما چه بود که سبز شدیم و ریشه دواندیم و میر چه میخواست به ما بفهماند که هربار فقط گفت آگاهی و آگاهی و آگاهی و زمانی که دور شد و سراسیمه شدیم که چه کنیم که باز گردد، گفت صبر و صبر و صبر!
فراخوان 25 خرداد امسال هم صادر شد! بسیار خب. میر بیش از این ها بر گردن ما حق دارد. برایش هرکاری میکنیم! اما سوال من این است! آیا میر دربند و حصر نباشد و ملت در چنگال جهالت بمانند، چیزی برایمان عوض شده است؟؟ آیا قلب میرمان نمی گیرد از دوسال ناب ترین سخن ها را در گوش ملت خواندن و آخر، تمام هدف را در برداشتن یک دیوار خلاصه دیدن؟؟
آیا جز این است که میرمان یک تنه ایستاد که غبار جهالت و نا آگاهی از پیکر ایرانمان بزداید و مطمئن باشد که اگر ملت آگاه شوند، باقی اتفاقات خودش می افتد؟؟ یادمان رفته که وقتی که میرمان در رسانه ی میلی درمقابل امپراطور دروغ نشسته بود، نگفت من چنین و چنانم و به این هزار و یک دلیل به من رای دهید! فقط گفت مردم! روی سخن من با شماست. هرچه میگویند را باور نکنید و آگاه کنید دل هاتان را تا دیگر به هیچ اراده ای این سو آن سو نروید! نگفت اگر اینبار به من رای ندهید، دیگر فرصتی برای جبران نیست!
میرمان در حصر چشمش به اینجاست که ایران 25 خرداد 91 را آگاه تر و شبکه های اجتماعی را فراگیرتر و راه های ارتباط را بسیار نوین تر و پویا تر از قبل ببیند. حتی اگر سالها هم حصر به طول بیانجامد!
دختران میر ،که نور چشمی های ملت اند، چشمشان به قدم های ماست، سخنی نیست. نمیگویم اشتباه است. که حقیقتا هم در مواردی حق میدهم به دوستان شورای هماهنگی با تمام انتقاداتی که به ایشان داشته و دارم! اما این را به شما برادران و خواهرانم میگویم که خانواده ی میر و شیخ و خودشان هم هرگز راضی نبوده و نیستند که خونی از دماغی بریزد که بگوییم ما میرحسین خواه و کروبی خواه هستیم!! ما از ابتدا آزادی خواه و آگاهی خواه بوده ایم و می مانیم و سالکان این طریق را هم از همین درد مشترک است که پاس میداریم. پس روز آخرمان روزیست که آنچه هدف بود را به کنجی بیاندازیم و آنچه در درون آن هدف معنا شده است را اصل قرار دهیم!!
برای آزادی میر کاش یک روز راهم به نام آگاهی بخشی به محرومان قرار دهیم! که این راه بسیار نزدیک تر است و مطمئن تر به قله ای که انتظارش را میکشیم...
کاش سال چهارم جنبش را درغیاب میر، سال گسترش آگاهی و انفاق علم و فکر در نقاط محروم کشورمان کنیم. و باور کنیم حیات جنبش سبز در پاسداشت روزهای خاص در خیابان های تهران نیست! که در آگاه کردن مردمی است که تشنه ی آگاهی اند اما دستشان کوتاه است و حاکمیت با تمام قوا میخواهد که ما سرگرم همین هیجانات باشیم و آنها در فقر مال و اندیشه بمانند و باور کنند این همه که برسرشان هوار میشود، از توطئه ی دشمنان است و از هزار و یک دلیل دیگر؛ جز آن چیزهایی که میتوانند در مقابلش بایستند!
کاش حاضر شویم که هرکدام به حرمت میرحسین هرسال مجموعا تنها یک هفته در شهرها و زادگاه هایمان و درمیان مردمی که آگاه نیستند و مختصری هم می شناسیمشان، آگاهی توزیع کنیم! و باور کنیم که صبح موعود یقینا زودتر از آنچه تصورش را میکنیم، غافلگیرمان میکند.
و آگاه کردن خودمان و یک سوزن زدن به جنبشمان پیش از جوالدوز خرج دیگران کردن هم، اصلیست که هرگز نباید از نظر دور داشت. تا شکست ناپذیر باقی بمانیم. انشاالله!
موفق باشید و آگاه و سبز!
سه سال و نیم میگذرد از روزهایی بحث برسر انتخابات ریاست جمهوری بالا گرفته بود و سیدمحمدخاتمی عزیز در جلسات مختلف میرحسین را دعوت به حضور میکرد و از آنسو جوانان مشتاق و ایران دوست، کمپین های دعوت از خاتمی تشکیل داده بودند.
دوازدهم بهمن 87 بود که خاتمی بزرگ طبق قولی که به مردم داده بود که "تا دهه ی فجر یا من یا مهندس موسوی، قطعا اعلام حضور میکنیم"، در روز افتتاح پایگاه اینترنتی مجمع روحانیون مبارز به خواست مردم لبیک گفت و در دو سفر استانی با آن استقبال کم نظیر مواجه شد.
و بعد آمدن میر و ..... ادامه ی ماجرا که یقینا همه درخاطر دارید!
روزهای تلخ و شیرین بسیار گذراندیم. باهم گذراندیم! و همین بود که دل های پاک و ساده ای که هرگز تلخی راه سیاست را نچشیده بودند را ساخت؛ تا زیر این همه بار و فشار و تهمت و برنامه و خباثت نشکستند و ایستاده ماندند.... تا امروز!
یک چیز اما در تمام این روزها در دل تک تکمان بود که همیشه آزارمان میداد. مصرانه بر آن پای می فشردیم و هرروز که میگذشت، به اشتباه روز قبل پی می بردیم. و آن هم این بود که هر روز فکر کردیم امروز دیگر آخرین روز حضور است! و اگر اینبار نباشیم، فرصتی باقی نیست تا جبران مافات کنیم! و روز بعد که می آمد می گفتیم دیروز را میشد نباشیم. اما این یکی دیگر شوخی بردار نیست!!
روزها گذشت. و روزهایی آمد که فکرشان را هم نمیکردیم. کم کم داشتیم پی میبردیم به علت آن همه تعلل در آمدن یا نیامدن ها! 25 خرداد! اگر امروز نیایم، میر تنها می ماند و تنها شاید نتواند رأیم را پس بگیرد. 27 خرداد خون شهدا حقی به گردنمان گذاشته؛ نمک نشناسی نمیکنیم! 28 خرداد امروز سوم شهدای ماست. باید بمانیم درکنار میر تا پایمال نشود. 30 خرداد باید باشم تا ثابت کنم با تهدید از میدان به در نمیشوم... و همینطور هرروز یک دلیل و ترس از آینده ای که نتوانم جواب وجدانم را بدهم.
همه اش هم درست بود. در تمام روزهایی که گفتم و تمام روزهای قبلش و بعدش حتی روزهای قبل از انتخابات و بسیار قبل تر و بعد تر هم این بودن ها ارزشمند است و باید قدر دانست. اما!
اما تجربه ی سه سال دفاع از اندیشه ای که میدانیم اگر تمام حق نباشد، حداقل به قدر آنان که مقابلمان آمده اند باطل نیست، باید یادمان داده باشد که هیچ روزی روز آخر نیست. اگر 25 خرداد که جمعیت ملیونی را دیدیم، آنقدر غرق در شور شده بودیم که خیال میکردیم که همین امشب مسئولان به کودتا اعتراف میکنند و عذر میخواهند و رأی های خودمان را میشمارند و میر را به ریاست جمهوری می نشانند، باید امروز عاقل تر و آگاه تر از آن باشیم. تا این همه هزینه ی چندساله را به هیچ، حرام نکنیم!!
اکنون بعد از این همه خون دیدن و زندان کشیدن و درد یاران زندانی بر دل نشاندن و زخم از هزاران هزار خبر ناگوار بر جگر نشستن، باید باور کنیم که هیچ روزی روز آخر نیست. باید بدانیم که اگر میر امروز رییس جمهور ما هم بود، باید جنبش سبز متحد میشد برای نقد و ایراد گیری از دولت امید که خودمان برسر کار آورده بودیمش! پس راه سبزمان برای مأموریتی خاص آغاز نشده بود که انتهایی برایش منظور کنیم! امروز و تمام مناسبت های امسال نیز هرگز جدا از این قاعده نبوده و نخواهد بود!
فراموش نمیکنم 22 خرداد 89 را که میر چطور زیرکانه بساط حضور خیابانی را جمع کرد تا به حاکمان سرکوب بفهماند یک سال خشم را هم حتی میتوان به اشارتی دلبرانه و خاضعانه به اقیانوس صبر و اندیشه بدل کرد و ملتی که اینبار در مقابلتان ایستاده اند، شورشان را هرگز بدون شعور به کار نگرفته و نخواهند گرفت. ما ناجوانمردانه تاختیم به تدبیرش که دیگر تمام شد! تیرخلاص را بر پیکره ی جنبشمان زدی و نگذاشتی نشان بدهیم که یادمان نرفته سالروز کودتا را!!
و شروع کردیم....
یک ماه... دوماه... تا نیمه ی بهمن ماه تاختیم و اظهار فضل کردیم که آهای بیایید و ببینید این میرحسین به اصلش برگشته و نخست وزیر امامش شده و ما از همان اول میدانستیم سازش میکند و اصلا از همان حرف هایش راجع به دوران طلایی امام خمینی معلوم بود و فلان و فلان و فلان!! و گفتیم و گفتیم تا فراخوان 25 بهمن آمد!
زبان در کام گرفتیم تا حال که فرصتی حاصل آمده بود، بیاییم و به میرحسین ثابت کنیم که ببین اگر میگذاشتی درخیابان بمانیم، چه ها میکردیم!!
بسیاری چون نگارنده هم از آنجا که اساسا با حرکات خیابانی مخالف بودند، ابتدا چندان به مذاقشان خوش نیامد اما به حرمت دستور امیر، آمدند. تا نافرمانی نکرده باشند!
این روزها هم همه گذشت! ولی هیچکدام روز آخر نشد!
میر را هم در حصر کردند! گفتیم اینبار اگر نیاییم و آشوب نکنیم و قیامت نکنیم ایران را، نامرد روزگاریم! اما آمدیم و کار بسیار نتوانستیم بکنیم و بازگشتیم. اما باز راهمان تمام نشد و روز آخر نرسید!
و روزهای پارسال و امسال هم!
یقینا آزادگی خوب است. مارا هم دین به ایستادگی دربرابر حاکمان جور و ظالمان زمان میخواند و هم انسانیت چنین تکلیفی بر دوش های خسته اما بااراده ی تک تکمان نهاده است!
ولی بیایید اینبار از جایگاه امروز به دیروز بنگریم! هزینه بسیار دادیم. و بسیار هم میدهیم. باکی نیست! ما از ابتدا پی تمامش را به تن مالیده بودیم! یقینا هم از هزینه نمیتوان اجتناب کرد در راهی چنین دشوار!
اما اینبار باهم از این دریچه ببینیم که برای جنبش آگاهی بخش و آزادی خواهی که راهش تمام ناشدنی است و هیچ روزی برایش روز آخر نیست، هزینه دادن و نترسیدن اصل است یا انجام کاری که ماندنی باشد؟؟ حقیقتا هدف اصیل ما چه بود که سبز شدیم و ریشه دواندیم و میر چه میخواست به ما بفهماند که هربار فقط گفت آگاهی و آگاهی و آگاهی و زمانی که دور شد و سراسیمه شدیم که چه کنیم که باز گردد، گفت صبر و صبر و صبر!
فراخوان 25 خرداد امسال هم صادر شد! بسیار خب. میر بیش از این ها بر گردن ما حق دارد. برایش هرکاری میکنیم! اما سوال من این است! آیا میر دربند و حصر نباشد و ملت در چنگال جهالت بمانند، چیزی برایمان عوض شده است؟؟ آیا قلب میرمان نمی گیرد از دوسال ناب ترین سخن ها را در گوش ملت خواندن و آخر، تمام هدف را در برداشتن یک دیوار خلاصه دیدن؟؟
آیا جز این است که میرمان یک تنه ایستاد که غبار جهالت و نا آگاهی از پیکر ایرانمان بزداید و مطمئن باشد که اگر ملت آگاه شوند، باقی اتفاقات خودش می افتد؟؟ یادمان رفته که وقتی که میرمان در رسانه ی میلی درمقابل امپراطور دروغ نشسته بود، نگفت من چنین و چنانم و به این هزار و یک دلیل به من رای دهید! فقط گفت مردم! روی سخن من با شماست. هرچه میگویند را باور نکنید و آگاه کنید دل هاتان را تا دیگر به هیچ اراده ای این سو آن سو نروید! نگفت اگر اینبار به من رای ندهید، دیگر فرصتی برای جبران نیست!
میرمان در حصر چشمش به اینجاست که ایران 25 خرداد 91 را آگاه تر و شبکه های اجتماعی را فراگیرتر و راه های ارتباط را بسیار نوین تر و پویا تر از قبل ببیند. حتی اگر سالها هم حصر به طول بیانجامد!
دختران میر ،که نور چشمی های ملت اند، چشمشان به قدم های ماست، سخنی نیست. نمیگویم اشتباه است. که حقیقتا هم در مواردی حق میدهم به دوستان شورای هماهنگی با تمام انتقاداتی که به ایشان داشته و دارم! اما این را به شما برادران و خواهرانم میگویم که خانواده ی میر و شیخ و خودشان هم هرگز راضی نبوده و نیستند که خونی از دماغی بریزد که بگوییم ما میرحسین خواه و کروبی خواه هستیم!! ما از ابتدا آزادی خواه و آگاهی خواه بوده ایم و می مانیم و سالکان این طریق را هم از همین درد مشترک است که پاس میداریم. پس روز آخرمان روزیست که آنچه هدف بود را به کنجی بیاندازیم و آنچه در درون آن هدف معنا شده است را اصل قرار دهیم!!
برای آزادی میر کاش یک روز راهم به نام آگاهی بخشی به محرومان قرار دهیم! که این راه بسیار نزدیک تر است و مطمئن تر به قله ای که انتظارش را میکشیم...
کاش سال چهارم جنبش را درغیاب میر، سال گسترش آگاهی و انفاق علم و فکر در نقاط محروم کشورمان کنیم. و باور کنیم حیات جنبش سبز در پاسداشت روزهای خاص در خیابان های تهران نیست! که در آگاه کردن مردمی است که تشنه ی آگاهی اند اما دستشان کوتاه است و حاکمیت با تمام قوا میخواهد که ما سرگرم همین هیجانات باشیم و آنها در فقر مال و اندیشه بمانند و باور کنند این همه که برسرشان هوار میشود، از توطئه ی دشمنان است و از هزار و یک دلیل دیگر؛ جز آن چیزهایی که میتوانند در مقابلش بایستند!
کاش حاضر شویم که هرکدام به حرمت میرحسین هرسال مجموعا تنها یک هفته در شهرها و زادگاه هایمان و درمیان مردمی که آگاه نیستند و مختصری هم می شناسیمشان، آگاهی توزیع کنیم! و باور کنیم که صبح موعود یقینا زودتر از آنچه تصورش را میکنیم، غافلگیرمان میکند.
و آگاه کردن خودمان و یک سوزن زدن به جنبشمان پیش از جوالدوز خرج دیگران کردن هم، اصلیست که هرگز نباید از نظر دور داشت. تا شکست ناپذیر باقی بمانیم. انشاالله!
موفق باشید و آگاه و سبز!
به شرط دفن شبانه،به مرحوم کسایی قبر دادند
فرزند ارشد استاد حسن کسایی گفت: اینکه استاد کسایی شبانه به خاک سپرده شد توافق دو طرفهایی بود که بین خانواده و مسئولان به وجود آمد.
به گزارش فارس ، محمدجواد کسایی در حاشیه سومین روز درگذشت استاد حسن کسایی که صبح امروز در مسجد سید اصفهان برگزار شد، در جمع خبرنگاران اظهار داشت: باید از بین دو گزینه یکی خاکسپاری پدر در قطعه نامآوران باغ رضوان با تشییع جنازهای باشکوه یا طبق وصیت در کناره مقبره تاجاصفهانی را انتخاب میکردیم.
وی ادامه داد: استاد کسایی دوست داشتند در کنار تاجاصفهانی در تکیه سیدالعراقین تختفولاد اصفهان به خاک سپرده شوند و با پیگیریهای انجام شده و گرفتن مجوز متعهد شدیم که خاکسپاری شبانه انجام شود.
فرزند ارشد کسایی دلیل خاکسباری شبانه را اینگونه تصریح کرد: به دلیل اینکه نزدیک به سی سال است که خاکسپاری در تختفولاد انجام نمیشود و این مورد نیز استثنایی بوده و ما نیز براساس مقررات متعهد شدیم، پنهانی و فقط با حضور خانواده و دوستان به خاک سپرده شوند.
وی اضافه کرد: مراحل دریافت مجوز در حدود یک سال به طول انجامید و یک روز قبل از فوت موفق به دریافت مجوز شدیم.
کسایی با اشاره به اینکه مقبرهای که برای تاجاصفهانی تهیه شد، افزود: امیدوارم بنای یادبودی هم برای استاد کسایی ساخته شود.
سپاه پاسدران جوانها را به خورد کروکودیل میدهد
کروکودیل» عنوان مخدر جدیدی است که بنابر گزارشها توسط عوامل سپاه پاسدران وارد بازار مصرف کشور شده است .ماده مخدر کروکودیل از ترکیب «قرص کدئین» با «بنزین»، «تینر»، «ید»، «اسید کلریدریک» یا همان «جوهر نمک» و «فسفر قرمز» تولید میشود.
بررسی افراد معتاد به این ماده مخدر نشان داده است که مخدر کروکودیل باعث میشود تا «پوست بدن» به رنگ سبز درآید و پس از مدتی گوشت بدن به طور کامل پوسیده شده و از بین برود.
تولیدکنندگان این ماده مخدر، از بنزین به عنوان ماده حلال و از سایر مواد ترکیبی به عنوان واکنش دهنده استفاده میکنند تا قرص دارویی کدوئین به این ماده مخدر تبدیل شود.
کروکودیل ترکیبی از مواد مخدر با مواد فرار است و جزو روانگردانها محسوب میشود که این روانگردان کارکردی خطرناکتر و تخریبیتر از دیگر مخدرها دارد؛ مشکلات بیشتری ایجاد میکند، لذا درمان آن به مراتب دشوارتر است.مافیای مواد مخدر جمهوری اسلامی با این عنوان شروع به توزیع این مواد میکنند که این مواد مشکلی ایجاد نمیکنند و اعتیادآور نیستند و بدین ترتیب به جذب افراد برای مصرف اقدام میکنند.
گزارشهای ارسالی بیانگر این است که این نوع از مواد مخدر سالها در روسیه آزمایشهای خود را گذرانده است و تنها نوع از مواد مخدر است که میتوان گفت ترک در آن معنی ندارد ، این مواد مخدر در حال حاضر با همدستی پاسدار محمودی از عوامل حفاظت سپاه پاسدران جمهوری اسلامی در سازمان زندانها و مسول یگان حفاظت زندانهای کشور در زندانهای سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار گرفته است و زندانیان جوان آلوده به این مواد شده اند.
بررسی افراد معتاد به این ماده مخدر نشان داده است که مخدر کروکودیل باعث میشود تا «پوست بدن» به رنگ سبز درآید و پس از مدتی گوشت بدن به طور کامل پوسیده شده و از بین برود.
تولیدکنندگان این ماده مخدر، از بنزین به عنوان ماده حلال و از سایر مواد ترکیبی به عنوان واکنش دهنده استفاده میکنند تا قرص دارویی کدوئین به این ماده مخدر تبدیل شود.
کروکودیل ترکیبی از مواد مخدر با مواد فرار است و جزو روانگردانها محسوب میشود که این روانگردان کارکردی خطرناکتر و تخریبیتر از دیگر مخدرها دارد؛ مشکلات بیشتری ایجاد میکند، لذا درمان آن به مراتب دشوارتر است.مافیای مواد مخدر جمهوری اسلامی با این عنوان شروع به توزیع این مواد میکنند که این مواد مشکلی ایجاد نمیکنند و اعتیادآور نیستند و بدین ترتیب به جذب افراد برای مصرف اقدام میکنند.
گزارشهای ارسالی بیانگر این است که این نوع از مواد مخدر سالها در روسیه آزمایشهای خود را گذرانده است و تنها نوع از مواد مخدر است که میتوان گفت ترک در آن معنی ندارد ، این مواد مخدر در حال حاضر با همدستی پاسدار محمودی از عوامل حفاظت سپاه پاسدران جمهوری اسلامی در سازمان زندانها و مسول یگان حفاظت زندانهای کشور در زندانهای سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار گرفته است و زندانیان جوان آلوده به این مواد شده اند.
نامه مشترک خانواده مهدی کروبی و میرحسین موسوی در آستانه یکمین سالگرد حبس خانگی
به نام خدا
هم وطنان مظلوم ، رنجدیده و فداکار
انسان های حق طلب ، آزادی خواه عدالت جو در جای جای جهان
هم وطنان مظلوم ، رنجدیده و فداکار
انسان های حق طلب ، آزادی خواه عدالت جو در جای جای جهان
نزدیک یک سال است که عزیزان ما برخلاف نص صریح قوانین داخلی و تمامی کنوانسیون های بین المللی و به دنبال درخواست مجوز سال گذشته برای راهپیمایی ۲۵ بهمن در آنچه به صورت یک بدعت حقوقی حبس خانگی و درعمل زندانی بی نام ونشان است ، قرار دارند .حتما بیاد دارید که این راهپیمایی برای حمایت از جنبش های ضد استبدادی منطقه بود . کاری که نه برای شما و نه همراهان به بندکشیده شده شما حال در هر زمان ، نه تنها جرمی نیست بلکه نشانی از رشد اجتماعی و مسئولیت پذیریست .
آقایان موسوی و کروبی سالها در مسئولیتهای طراز اول کشور به مردم خدمت کرده اند. هشت سال ریاست مجلس و هشت سال نخست وزیری کشور تحت سخت ترین شرایط جنگی داخلی و محاصره اقتصادی ، کم ترین سابقه عزیزان ماست. آیا جز این است که در تمامی این سالها دلسوز یار و امین هموطنان خود بوده اند؟
این دو بزرگوار در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ حتی از همه فیلترهای شورای نگهبان که با بدعتی به نام نظارت استصوابی و برخلاف شعارها و آرمان های بنیانگذار انقلاب در رابطه با «آزادی» برای همگان به گزینش اولیه نامزدهای انتخاباتی می پردازد، عبور کردند و طبق همان قوانین به فعالیت انتخاباتی پرداختند .آنها در حالی که شاهد تخلف های فراوان از سوی نامزد رقیب بودند، که همه امکانات کشور و همه نوع حمایت سیاسی را در پشت خود داشت ، به رقابتی سالم و عادلانه پرداختند و در مناظره هایشان نیز در کمال ادب و با بصیرت کامل و دلسوزی و با رعایت تمام مصالح ملی نظراتی را در نقد شرایط موجود مطرح کردند که تماما امروز سخنی است که دیگر همگی بدان معترفند و خود نیز تکرار می کنند.
ایشان، پس از اعلام نتایجی که کاملا غیر منتظره و خلاف همه مشهودات و مستندات بود و اعتراضات میلیونی مردم که براساس قانون اساسی کشور صورت گرفت؛ نظر اعتراضی خود را ابراز داشتند و پا به پای مردم معترض ایستادگی کردند. خود کتک خوردند و شهید دادند و با انبوه توطئه ها ، افترا و سرکوب ها و لشگرکشی اراذل به خانه و کاشانه خود مواجه شدند.
آخرین حربه ای که علیه این عزیزان به کار گرفته شد برخورد غیرانسانی و غیر قانونی مبنی بر به اصطلاح حبس خانگی آنهاست. اینک یک سال از این عمل ضد انسانی میگذرد . در این مدت مقامات و نهادهای حاکم که دست شان از هر محمل قانونی خالی است، جز این دروغ که آنها خودشان خواهان مراقبت از خویش بودهاند و ما برای حفظ جان آنها چنین کرده
ایم ، حرفی برای گفتن و منطقی برای ارائه به افکار عمومی داخلی و جهانی ندارند . آیا این که هر از گاهی دروغهای آشکاری از زبان بعضی افراد مسئول در داخل و خارج از کشور به گوش می رسد ، با حقایق در تعارض نیست ؟
ایم ، حرفی برای گفتن و منطقی برای ارائه به افکار عمومی داخلی و جهانی ندارند . آیا این که هر از گاهی دروغهای آشکاری از زبان بعضی افراد مسئول در داخل و خارج از کشور به گوش می رسد ، با حقایق در تعارض نیست ؟
ما اعضای خانواده این عزیزان با صراحت و قطعیت می گوییم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون یک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و دیدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بیرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند . تا کنون هیچ شخص مسئولی حتی همین اقدام غیر قانونی راهم بنا بر جایگاه حقوقی خود نپذیرفته است . آنها از نظارت نهادهای بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنیت و کجایی مکان نگهداری آنان ابهامات زیادی وجود دارد و این نگرانیها روز به روز برای ما شدیدتر شده است .
اینک ما خانواده آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد از طرف آنان اعلام می کنیم که ما و عزیزان مان به این زندان هرچه که باشد خانگی یا غیر خانگی ، معترضیم و خواهان پایان دادن به این اقدام ضد انسانی و ضد قانونی هستیم. مسببین اینگونه رفتارها به خوبی می دانند که با اقداماتی چنین، در اراده عزیزان ما در حق خواهی خویش و دفاع از آرمان هایی که میلیون ها هم وطن مان در خیابان ها ابراز کردند و خون خود را نثار نمودند و دهها شهید دادند و دچار حبس وشکنجه و انواع مسایل دیگر شدند و نیزهزاران زندانی که همچنان مقاوم و استوار در حبس اند؛ خللی ایجاد نخواهد کرد.
ما از حاکمانِ بر جان و مال و ناموس مردم می خواهیم از راه ضد ملی و ضد دینی و ضد انسانی که در سرکوب هر منتقد و مخالف خود در پیش گرفته اند و کشور را درلبه پرتگاه جنگ و ویرانی قرار داده اند به راه منطق وقانون و مصلحت مردم و میهن برگردند.
ما خانواده آقایان موسوی و کروبی، که برعهد خود با مردم در دفاع از حقوق شان وفادار واستوار مانده اند؛ اینک به خاطر حقوق از دست رفته آنها ، به عنوان نمادی از حقوق از دست رفته مردم ایران و مخصوصا شهدای مظلوم و زندانیان بی گناه ، از همه هموطنان مظلوم و رنج دیده و فداکار و از همه انسان های حق طلب و آزادی خواه و عدالت جوی، هم گام با هموطنان داخل کشور که خواهان تسلط مردمسالاری واقعیند ، در جای جای جهان میخواهیم پژواک صدای حق خواهی ما باشند . و صدای مارا به گوش جهانیان برسانند که:
“زندانیان مظلوم و مقاوم ما وهمه زندانیان سیاسی و عقیدتی را در سراسر
ایران آزاد کنید . کشور وملتی با اینهمه سرفرازی و بزرگی شایسته این حد رنج تنگناهای اقتصادی و سیاسی وخدایناکرده جنگ نیست .”
ایران آزاد کنید . کشور وملتی با اینهمه سرفرازی و بزرگی شایسته این حد رنج تنگناهای اقتصادی و سیاسی وخدایناکرده جنگ نیست .”
خانواده مهدی کروبی و میرحسین موسوی
موعد آزادی عیسی سحرخیز و زمینه چیزی برای گروگان گیری وی!
مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز، با انتشار مطلبی در صفحه فیس بوک خود نوشت:
دیروز حکم سه سال محکومیت عیسی سحرخیز تمام شد. جدا از آن دستگیری ایشان و حکم صادره هیچ سنخیتی با هیچ کدام از مفاد قوانین جزایی و کیفری ندارد، طبق همان احکام غیر قانونی صادره باید دیروز آزاد می شد. ولی همچنان در بیمارستان بصورت گروگان نگاهداری شده و در بلاتکلیفی کامل بسر میبرد. شایان ذکر است که هزینه ماهیانه بیمارستان سه میلیون تومان میباشد، در حالی که طبق گفته خانواده ایشان، درآمد ایشان تنها یک چهارم این هزینه می باشد. علاوه بر تمام این موارد، تا کنون چندین کمیسیون پزشکی جهت بررسی وضعیت جسمی ایشان تشکیل شده و رای همگی آن ها بر عدم توانایی تحمل حکم کیفری و یا مرخصی استعلاجی فوری بوده است. هر بار پس از اعلام کمیسیون پزشکی، نامه محتوی رای صادره آن ها در پستوهای دادستانی مفقود شده است تا بتوانند ایشان را به عنوان گروگان به مدت زمان بیشتر نگاهدارند. اخیرا هم یک پرونده متعلق به سال ۷۹ یعنی بیش از ۱۱ سال قبل را به دادگاه برده اند تا حکمی بتراشند برای نگاهداری بیشتر ایشان در زندان که تمام موارد این شکایت نیز غیر قاونی میباشد و طبق خود قوانین جمهوری اسلامی، نمیتوان پرودنده دادرسی پس از ده سال تشکیل داد.
دیروز حکم سه سال محکومیت عیسی سحرخیز تمام شد. جدا از آن دستگیری ایشان و حکم صادره هیچ سنخیتی با هیچ کدام از مفاد قوانین جزایی و کیفری ندارد، طبق همان احکام غیر قانونی صادره باید دیروز آزاد می شد. ولی همچنان در بیمارستان بصورت گروگان نگاهداری شده و در بلاتکلیفی کامل بسر میبرد. شایان ذکر است که هزینه ماهیانه بیمارستان سه میلیون تومان میباشد، در حالی که طبق گفته خانواده ایشان، درآمد ایشان تنها یک چهارم این هزینه می باشد. علاوه بر تمام این موارد، تا کنون چندین کمیسیون پزشکی جهت بررسی وضعیت جسمی ایشان تشکیل شده و رای همگی آن ها بر عدم توانایی تحمل حکم کیفری و یا مرخصی استعلاجی فوری بوده است. هر بار پس از اعلام کمیسیون پزشکی، نامه محتوی رای صادره آن ها در پستوهای دادستانی مفقود شده است تا بتوانند ایشان را به عنوان گروگان به مدت زمان بیشتر نگاهدارند. اخیرا هم یک پرونده متعلق به سال ۷۹ یعنی بیش از ۱۱ سال قبل را به دادگاه برده اند تا حکمی بتراشند برای نگاهداری بیشتر ایشان در زندان که تمام موارد این شکایت نیز غیر قاونی میباشد و طبق خود قوانین جمهوری اسلامی، نمیتوان پرودنده دادرسی پس از ده سال تشکیل داد.
حمله صفار هرندی به احمدی نژاد: تو غلط کردی
وزیر قبلی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت احمدینژاد، در یکی از شدیدترین حملات به احمدی نژاد، مشایی و جریان حامی شان که به جریان انحرافی موسومند، از لفظ «غلط کردی» استفاده کرد و به نقل از اعضای رفقای دستگیرشده این جریان گفت: طول یک مسافرت اینها یک رکعت نماز هم نخواندهاند.
محمدحسین صفار هرندی اگرچه نامی نبرد، ولی با کنایه هایی رساتر از تصریح، به برخی استدلالهای این جریان اشاره و آنان را به تخطی از فرمان رهبر انقلاب متهم کرد و گفت: میبینیم، طرف میآید و برای پیروی نکردن از ولی فقیه بازی در میآورد و برای طفره رفتن از فرمان نائب امام زمان به دروغ به امامت ولی عصر توسل میجوید و میگوید وقتی ما خود امام زمان را داریم به حجت و نائب او نیازی نداریم.
به گزارش خبرنگار ایلنا از قم، صفار هرندی، ظهر امروز در سخنرانی قبل از خطبههای نمازجمعه قم، در محل شبستان خمینی حرم حضرت معصومه ، با اشاره به سالگرد شهدای حزب مؤتلفه اسلامی، اظهار داشت: اگر میخواهیم در راه شهدا گام برداریم باید گوش به فرمان فقیه جامع الشرایطی باشیم که اکنون در جایگاه ولی فقیه قرار گرفته است.
وی افزود: بارور کردن نهاد روحانیت و نهضت، هدف شهدا بود و هر کس به هر دلیل از پیروی از ولی فقیه و علما و روحانیت طفره برود، بر خلاف هدف شهدا گام برداشته است.
وی افزود: بارور کردن نهاد روحانیت و نهضت، هدف شهدا بود و هر کس به هر دلیل از پیروی از ولی فقیه و علما و روحانیت طفره برود، بر خلاف هدف شهدا گام برداشته است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، خاطرنشان کرد: برخی آقایان میگفتند احترام روحانیون و علما واجب، اما وقتی علما فتوا میدهند، میگویند علما نظری داشتهاند و ما هم نظری دیگر داریم و این یعنی در مقابل فتوای علما، از خود فتوا میدهند.
وی با اشاره تلویحی به دو ماجرای دستورات رهبری در خصوص معاون اول نشدن مشایی و خانه نشینی احمدی نژاد به خاطر ابقای مصلحی گفت: آن شخصی که به فرمان ولی فقیه عمل میکند به خدا نزدیکتر است نه آن شخصی که وقتی ولی فقیه حکمی میدهد قهر میکند و میرود و یا اینکه وقتی ولی فقیه میگوید این آدم صلاحیت ندارد کنار تو باشد ابروهایش را بالا میاندازد.
به گزارش بازتاب ،صفار هرندی در ادامه این سخنرانی گفت: میبینیم، طرف میآید و برای پیروی نکردن از ولی فقیه بازی در میآورد و برای طفره رفتن از فرمان نائب امام زمان به دروغ به امامت ولی عصر توسل میجوید و میگوید وقتی ما خود امام زمان را داریم به حجت و نائب او نیازی نداریم.تو غلط کردی؛ تو بیسر و پا و بیمقدار از معرفت و بیمقدار از ایمان و بیمقدار از تقوا!!
مشاور فرهنگی فرمانده سپاه گفت: بعضی از رفقایشان بعد از دستگیری، اعتراف کردند که گاهی در طول یک مسافرت میدیدم که اینها یک رکعت نماز هم نخواندهاند؛ میگویند ما به آنها گفتیم که ما فکر میکردیم شما با این ارتباطی که با ناحیه مقدسه دارید نسبت به نماز مراقبت دارید، اما آنها جواب دادند که ما به مرحلهای رسیدیم که از این چیزها عبور کردیم.
وی گفت: سؤال اینجاست که مگر میشود کسی بگوید من این راه را پیدا کردم و دیگر نیازی به اطاعت و بندگی خدا ندارم؟ این حرفها مضحک است.
صفار هرندی گفت: در عصر غیبت، چه کسی میتواند ادعا کند که با امام عصرارتباط دارد؟ چون آنها هم که بودند سکوت کردند.
وی خاطرنشان کرد: من این حرفها را برای این میزنم که دیدم چند روز پیش مصاحبه فاسدی، در یکی از نشریات زنجیرهای منتشر شده بود و اشارهای به اعتقادات این بیماردلان و کسانی داشت، که برای توجیه بد عملی خودشان، متوسل به استدلالهای سست میشوند.
اشاره صفار هرندی به مصاحبه حجت الاسلام بهمن شریف زاده، از روحانیون حامی مشایی با روزنامه شرق است که راه مشایی را راه عرفا و افرادی چون مرحوم قاضی شمرده بود.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت احمدینژاد گفت: مگر میشود کسی از دستور مالک اشتر تخطی و سرپیچی کند و بعد ادعای پیروی ازامام علی داشته باشد و بگوید خود امام علی به من پیام داده که فلان کار را انجام بده؟
همسر شهید علی حسن پور: امنیتیها گفتند عکس (تیرخورده علی) را از سر قبر بردار
آنها گفتند اگر برندارید ما بر می داریم. من گفتم مهم نیست، بردارید اما این عکس در تمام دنیا پخش شده و بر فرض که از اینجا عکس را بردارید جاهای دیگر را چکار می کنید.
سه سال از حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ گذشت. جمعی از خانواده های شهدای جنبش سبز سومین سالگرد عزیزان خود را با حضور در بهشت زهرا و همچنین برگزاری مراسمی جداگانه در منزل یکی از خانواده ها گرامی داشتند. امسال نیز همچون سالهای گذشته روز ۲۵ خرداد با فضای به شدت امنیتی و حضور محسوس نیروهای امنیتی و لباس شخصی در بهشت زهرا همراه بود و از خانواده های شهدا و مراسم آنان فیلم و عکس گرفته می شد. اما حضور آنان تنها به عکس و فیلم محدود نشد و چند تن از نیروهای امنیتی از خانواده داغدار شهید علی حسن پورخواستند عکسی را که نحوه به شهادت رسیدن او را نشان می دهد ، از سر مزار بر دارند . این امر موجب درگیری لفظی میان همسر این شهید با نیروهای امنیتی شد.
لادن مصطفایی، همسر شهید علی حسن پور در این زمینه به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “روز پنج شنبه که بر سر مزار علی رفتیم و عکس تیرخورده او بالای سنگ قبرش بود نیروهای امنیتی آمدند و گفتند عکس علی را بردارید. من هم گفتم این عکس را بر نمی دارم، شما همسرم را کشتید و حالا می گویید عکسش را بر دارید. بعد هم تهدید کردند که اگر بر ندارید شما را می بریم و گفتند این عکس را قاب کنید در منزل خودتان بزنید. چند بار رفتند و آمدند و از بستگان خواستند این عکس را بردارند و من نگذاشتم. آنها گفتند اگر برندارید ما بر می داریم. من گفتم مهم نیست، بردارید اما این عکس در تمام دنیا پخش شده و بر فرض که از اینجا عکس را بردارید جاهای دیگر را چکار می کنید. بالاخره یکی از بزرگان فامیل را صدا زدند و او عکس را برداشت و تا ساعت نه شب بر سر مزار ماندیم و فردا روز جمعه هم در منزل مراسمی برگزار کردیم که عده ای از خانواده شهدا و مادران عزادار و دانشجویان و خانواده های زندانیان سیاسی آمدند و خوشبختانه مشکلی پیش نیامد. اگرچه قبل از آن آمدند و پرسیده بودند که مراسم برگزار می کنید؟ و من گفته بودم هم روز پنج شنبه و هم روز جمعه مراسم داریم. بعد گفتند ما مراقب شما هستیم که من هم گفتم ما نیازی به مراقبت شما نداریم. همسرم را کشتید و جنازه اش را ۱۰۵ روز بعد تحویل ما دادید و حالا مراقب ما هستید؟! من نمی دانم برگزاری مراسم چه آزاری برای شما دارد؟ این قدر وحشت دارند که به من می گفتند آرام صحبت کن. من هم گفتم شما که مثل من جگر سوخته نیستید و اگر به جای من بودید هوار می کشیدید.”
علی حسن پور یکی از شهدای روز ۲۵ خرداد ماه در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که درمیدان آزادی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و تصویر پیکر خونین و سر گلوله خورده اش از اولین تصاویری شهدایی بود که منتشر شد. این در حالی است که ۱۰۵ روز بعد، جسد وی را به خانواده اش تحویل دادند.
او می افزاید: ” ما می خواهیم مراسم سالگرد برای عزیزان کشته شده مان برگزار کنیم اما متاسفانه مدام می خواهند یک فضای رعب و وحشتی برپا کنند تا کسی نتواند حرکتی کند. اما من سکوت نخواهم کرد و تا زمانی که بتوانم صحبت خواهم کرد. روز اول هم به آنها گفتم همسر من زنده نخواهد شد اما جواب خونی که به ناحق ریختید را باید بدهید. چرا کشتید؟ چوب خدا صدا ندارد و من مطمئن هستم اعمالی که انجام داده اند، روزی جوابش را پس خواهند داد. امیدوارم زنده باشم و آن روز را ببینم که قاتل و ظالم به سزای اعمال خود خواهد رسید.”
همسر این شهید با اشاره به بی نتیجه ماندن پیگیری هایش ادامه می دهد: “بعد از سه سال دوندگی در دادسراهای تهران، همان جوابی را گرفتیم که روز اول به ما داده بودند. در دادسرای جنایی، قاضی به ما اعلام کرده بود که همسرتان از نظر ما بی گناه است و بیایید درخواست دیه دهید. همانطور که اطلاع دارید به علت مستنداتی که در پرونده وجود داشت یک نظامی علی را کشته است، پرونده به دادسرای نظامی ارجاع داده شد. بعد از استعلام از پایگاه ۱۱۷ عاشورا و خواستن افرادی که ۲۵ خرداد در آنجا حضور داشتند نهایتا به ما اعلام کردند که پنج تن از قضات دادگاه نظامی امضا کردند که علی بی گناه بوده و قتل غیرعمد بوده است و برای گرفتن دیه مراجعه کنید. من هم پاسخ دادم که من دیه نمی خواهم بخاطر اینکه بتوانم صحبت کنم و بگوییم که چه بر سر ما آمد. آخرین جوابی هم که به ما دادند این بود که در غیر این صورت پرونده بسته می شود. آخر، دیه برای من ، همسر و برای بچه هایم ، پدر و برای خانواده اش ، فرزند می شود؟! فقط می خواهم بدانم چرا؟ کسی که به سر همسر من شلیک کرده به کارش واقف بوده که کسی را می کشد و آنوقت به همین سادگی بیایید دیه بگیرید!”
اعتصاب ۵۰۰ رانندۀ کامیون در تهران
۵۰۰ تن از رانندگان کامیون های ویژه حمل سیمان در استان تهران از روز شنبه دست از کار کشیدند. این رانندگان که برای بزرگترین کارخانۀ سیمان ایران (سیمان تهران) کار می کنند از سحرکاه روز شنبه در اعتراض به عدم افزایش کرایه های حمل و نقل دست از کار کشیدند و اعتصاب شان تا دیروز یکشنبه برغم حضور نیروهای امنیتی ادامه داشت. رانندگان معترض گفته بودند که امروز نیز به اعتصاب خود ادامه خواهند داد. یکی از رانندگان اعتصابی گفته است که در پنج سال گذشته تنها سی درصد بر کرایه حمل سیمان افزوده شده، در حالی که نرخ تورم اجناس مصرفی خودروهای سنگین در این فاصله ۴۰۰ درصد افزایش یافته است. پریروز نیز ده هزار کارگر پنج استان کشور با امضای طوماری علیه فقر و گرانی خانوارهای کارگری و وضعیت مشقت بار میلیون ها کارگر ساختمانی اعتراض کردند.
اشتراک در:
پستها (Atom)
























